احمد مجد الاسلام كرمانى
97
سفرنامه كلات ( فارسى )
شد و عقيده عين الدوله اين بود كه تمام اين فسادها از مردمان وطنپرست است كه ميخواهند دولت ايران را مثل دول فرنگ قانونى بنمايند و مردم بلفظ مشروطه و قانون اساسى مأنوس كردند لهذا به اين طايفه حمل كرد از جمله من بدبخت در اين تاريخ مدير روزنامه ادب بودم و ناچار بر مذاق متمدنين تحرير ميكردم و از عدالت و آزادى و آبادى تمجيد مينوشتم و حاجى ميرزا حسن هم شبنامه مينوشت و ميرزا آقا هم بحبل المتين مقاله ميفرستاد و عين الدوله به مشورت نير الدوله و
--> - زمان ناصر الدين شاه برعايا فروخته شده بود نيز بحيز تصرف دربياورد . اين خريدارى خالصهجات و تصرف كردن آنها خورده خورده تجاوز نمود باملاك اجزاء حكومت افتادند بجان و مال مردم ، صاحب ملك اگر قبالهاى نداشت كه حالش معلوم است و اگر قباله و سندى اظهار ميداشت از دست او گرفته پس از چندى ملك را هم متصرف ميشدند تا اينكه شاهزاده حاكم بعزم معالجه مرض مسافرت بفرنگستان نمود سردار مكرم كه نايب الحكومه فارس بود بناى بدسلوكى را گذارد مردم از شدت فشار و ظلم بشاه چراغ كه محل بست و پناه مظلومين بود متحصن گرديدند سردار مكرم ببهانه نظم شهر حكم شليك داد ، متجاوز از بيست نفر از اطفال و مردمان بيچاره هدف ظلم و به خاك هلاك افتادند بعضى هم پناه بقونسولخانه انگليس بردند اين اخبار متواليا و متواترا بتهران رسيد شعاع السلطنه از حكومت فارس معزول گرديد حكومت فارس موقتا داده شد بوزير مخصوص « صاحب اختيار » از طرف دولت هم تلگراف بعلماء شيراز شد كه وزير مخصوص را براى اصلاح فرستاديم وزير آدم خوشذات و هواخواه معدلت بود اهالى فارس هم مايل به او بودند . حكومت خراسان با اصف الدوله بود مشاراليه شخصى مجرب بود اظهار قدس و زهد ميكرد زيارت عاشورا ميخواند در شب نماز نوافل را ترك نميكرد اما در هر شبى جماعتى را بىنان ميگذاشت تعقيب نماز را طول ميداد ليكن از اول شروع تا فراغ از نماز يك بيچاره در زير چوب فلك فراشهايش جان ميداد در حكومت خراسان بواسطهگران كردن نان و گوشت زن و مرد سيستانى كه در خارج شهر مشهد منزل داشتند ازدحام نمود بصحن مقدس و چهار بست ريخته مشغول گردش شدند روز ديگر جمعيت فقرا و حزب زنجير به آنها پيوسته به مدارس ريخته و عدهاى از طلبه لنكرانى كه رعيت خارجه بودند بصحن رضوى آوردند طلاب مطالب خود را عريضه كرده بحضور ايالت عرضه كردند . ايالت ابدا اعتنائى به اين هياهو نكرد و توجهى در باره مظلومين نفرمود همين كه مردم ديدند آصف الدوله اعتنائى نميكند و بعرض و تظلم رعيت گوش نميدهد يك مرتبه به نقارهخانه ريخته آلات نقاره را بيرون آورده مشغول زدن نقاره شدند مردم بسوى خانه معاون التجار حمله بردند ، در اثر حمله محافظين خانه ملك التجار مجددا به صحن هجوم -